تبليغاتX
خاطرات یک لیلا - خوردم تا مامانم برام نی نی بیاره!!
خاطرات شخصی
همیشه به ما توصیه میشه که جلوی بچه ها هر حرفی رو نزنیم ولی کو گوش شنوا؟!نمونه اش هم این موردی که الان براتون تعریف میکنم.پدرو مادری پسر بچه ۴-۳ سالشون رو  رو اورده بودن درمانگاه .اقا پسر گل گلابشون ۱۲ تا قرص جلوگیری از بارداری رو یکجا نوش جان کرده بود.سر حال سر حال هم بود.حتی یک ذره حالت تهوع هم نداشت.حالا بماند که خیلی پیش میاد که خانمهای جوونی پیش ما میان که با خوردن یکدونه از این قرصها  تهوع بسیار شدید دارند که با کلی درمان هم طول میکشه تا خوب بشن.خلاصه از این بچه پرسیدیم بابا جون اخه انگیزه ات از خوردن اینها چی بوده؟اخه انصافا بچه ۴ ساله که خودکشی نمی کنه!گفت میدونم اینا چی هستن!اینارو خوردم تا مامانم برام نی نی بیاره!!شاید بنده خدا خیلی تنها بوده!واسه همینه که میگن:NOT IN FRONT OF CHILDREN!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:23  توسط لیلا |